ناصر الدين شاه قاجار
135
سفرنامه عراق عجم ( فارسى )
زدند نهار خورديم و تا عصر اينجا بوديم عصر سوار شده رانديم براى منزل و از پلى كه نزديك كوهان بود گذشته همه جا از كنار حاصل زراعات و از سر نهرهاى بزرگ و كوچك عبور ميكرديم كه بعضى جاها برنجكارى هم كرده بودند و زمينها باتلاق شده بود همهجا آمده از اردوى نظامى هم گذشتيم مجد الدّوله پيش از ما سوار شده به منزل آمده ديده بود راه گل و باتلاق و بد است سوار شده برگشته جلو ما آمده بود و بلدى ميكرد آمديم تا نزديك چادر جناب امين السّلطان امين السّلطان بحضور رسيد از آنجا گذشته آمديم بسراپرده چادر ما را در بيدستانى كنار رودخانه زدهاند جاى خوبى است امشب هم شب عيد غدير است پيش از شام در روى تپّهء كه اينطرف ده بابا رستم و مشرف بسراپرده است اسباب آتشبازى حاضر نموده و چراغان كرده بودند اسباب آتشبازى را از طهران نايب السّلطنه باينجا فرستاده بود فرموديم شروع بآتشبازى كردند خيلى آتشبازى مفصّل خوبى بود از قراريكه از طهران امروز خبر تلگرافى رسيد ميرزا سيّد عبد اللّه انتظام السّلطنه برادر ميرزا عيسى وزير كه رئيس پليس بود در طهران مرده است در سراب گاماساب كه منزل قبل بود چيز غريبى ديديم روزها وقت عصر به قدر كرورها از اين پروانهاى كوچك آمده از روى رودخانه بمسافت ده ذرع بالاتر از آب پرواز ميكردند و ميرفتند توى غارى كه سرچشمه است و شبها آنجا خوابيده صبح زود از غار بيرون ميآمدند و باز روى رودخانه را